مان باروی تو دیلام مهساوزاد

لائق شیرعلی

مان باروی تو دیلام مهساوزاد,

کی تو از یشق پوشایمون شودای.

از ناخوستین خاتاره کهبیدا ,

روهی بهمونها جاویون شودای.

چون تو وتاشی پورساوزی دارون

چههراات لولاسیفات مهافراوخت.

چاشم بار چاشم تو مهکاردی نیگاه,

از نیگوهات هاما جونام مهساوخت.

چون تو وشیق بودی, مهفاهمیدام.

اووال اندار سوخانات لوف نابود.

واعدای اختاری ساعد از گاردون,

واعدای مولکی پاسی قوف نابود.

اووالی یشقی تو چون سوبهی سافهد

راوزانی ماتلای خورشهده دوشت.

اووالی یشقی تو بار خونای دیل

ومادانهوی تو یاک یده دوشت.

اووال... وواه, تو چی زهبووو بادهع,

چی قادار ماهزی نازوکات بودی.

ون چونون نهستی یمراوز, افساوس,

کی دار وغوزی موهاببات بودی.

داوش دیدام, کی با دیل وهات نهست,

هام زی مان, هام زی جاهون دیلزادای.

تو بیرافتی داری دیل بارباستا,

مان بیرافتام با داری مایکاداه.

مان باروی تو دیلام مهساوزاد,

کی تو از یشق پوشایمون شودای.

بالکی نا از مانو از یشقو جونون,

بالکی از خهش پوشایمون شودای?...

1986

ژانر
شعر
موضوع‌ها
عشق
سال
1986 (تقریبی)

چاپ‌ها

آثار مشابه

نظرها